از ماسوله تا امیر چخماق (افشین معشوری)

به راستی چه شده که این گونه به  جاذبه های فرهنگی کشورمان - که می تواند گردشگران زیادی از جای جای جهان جذب کرده و ارز آوری کند- بی وفایی می کنیم و از یاد می بریم که در خشت به خشت آنها، تاریخی نهفته است که باعث رشک و حسرت دیگران است؟!

 ساخت هتل در حریم ارگ کریمخانی، احداث خیابان، پارکینگ و فضای سبز در بافت تاریخی یزد، بی تفاوتی و تخریب تدریجی ابنیه ی شهرک ماسوله، چوب حراج بر سر خانه ی دایی جان ناپلئون، تخریب خانه ی بازرگانی رشت، بی توجهی به میدان امیرچخماق یزد و خانه ی تاریخی  کاشانی رشت،  تنها نمونه هایی از بی توجهی به میراثی است که متولی حفظ و نگهداری اش دستگاه عریض و طویلی است به نام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری؛ اما همین سازمان که علی القاعده می بایست حافظ داشته های حوزه ی کاری اش باشد، گاهی آنچنان نسبت به موضوعات مربوط بی توجه بوده که هر بیننده یی به فکر فرو می رود آیا به راستی این سازمان واقعا دغدغه ی حفاظت از  آثار برجامانده از پیشینیان مان را دارد؟

بد نیست نگاهی به مناطق مختلف کشور بیاندازیم تا به خوبی با شدت گرفتن موضوع در سالهای اخیر آشنا شویم. حمله ی بلدوزرها به بافت تاریخی یزد، اعتراض گسترده ی مسئولان و دوستداران میراث فرهنگی، استادان معماری و شهرسازی را به همراه داشت. شهروندان یزدی معتقدند این اقدام نه تنها بافت تاریخی یزد را از بین می‌برد، بلکه هویت و زندگی جاری مردم را هم به خطر می‌اندازد. در حالی که تخریب بافت تاریخی این شهر به بهانه ی طرح توسعه ی امامزاده جعفر (ع) ادامه دارد، نامه‌هایی از سوی شهرداری به سکنه می‌رسد که به نوعی آنها را موظف به فروش خانه‌های شان می‌کند.

البته اوضاع در پایتخت نیز بهتر نیست،  بخشی از خانه ی اتحادیه(دایی جان ناپلئون) در حالی فروخته شد که  پیشتر در فهرست سازمان میراث فرهنگی بود؛ اما به گفته ی شاهدان مادامی که خانه در اختیار سازمان بود، هیچ اقدام حفاظتی برای آن انجام نگرفت؛ به همین علت ستاد فرمان امام (ره ) سهم مربوط به خود را فروخت و پس از اینکه از ثبت خارج شد، بیش از گذشته ویران شد.

 از دیگر موارد می توان به خانه ی بازرگانی رشت اشاره کرد. یکی از بناهای بسیار ارزشمند وتاریخی کلانشهر رشت که در محدوده ی بافت تاریخی این شهر ودر مسیر خیابان جدید الاحداث حریم رودخانه زرجوب به پل تختی قرار گرفته بود، بنای «خانه ی پورقیصر معروف به بازرگانی» متعلق به اوایل دوره ی پهلوی بود که به دلیل معماری خاص به کار رفته در آن، به شماره ی 26672در فهرست آثارملی کشور به ثبت رسیده بود؛ اما شوربختانه این بنا نیز طعمه حریق شد و سقف آن به صورت کامل سوخته و بخشی از کف چوبی طبقه ی دوم و درب وپنجره های چوبی آن از بین رفت و آتش نشانی شهر رشت طی  نظریه کارشناسی اش این حریق را عمدی اعلام کرد.

گفتنی است: طبق ماده ی 558 قانون مجازات اسلامی، هرکس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطه ها و مجموعه های فرهنگی - تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، یا تزئینات، ملحقات، تاسیسات، اشیا و لوازم و خطوط ونقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور، که مستقلا نیز واجد حیثیت فرهنگی - تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی وارد آورد علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم می شود.

با این همه تصمیم گیران عرصه ی میراث به جای حراست از آثار برجا مانده، دست به اقدامات تبلیغی می زنند؛ آوردن گاو و شتر  در میدان ونک تهران و چرخاندن آن با هدف کمک به عشایر!! یکی از برنامه هایی بود که سازمان میراث فرهنگی انجام داد و این در حالی است که  ساخت هتل مرتفع  در بافت تاریخی شیراز و حریم ارگ‌ کریمخانی با واکنش بسیاری از کارشناسان میراث‌فرهنگی مواجه شد که به ناچار مجری طرح- شاید با تفرعن- ، از کاهش ارتفاع  یک و نیم متری هتل مرتفع خیابان رودکی خبرداد؛ اما قانون موضوع را به صراحت مشخص می کند: «براساس ماده 560هرکس بدون اجازه از سازمان میراث فرهنگی کشور، یا با تخلف از ضوابط مصوب واعلام شده از سوی سازمان مذکوردر حریم آثار فرهنگی تاریخی ذکر شده -در این ماده- مبادرت به عملیاتی نماید که سبب تزلزل بنیان آنها شود، یا در نتیجه ی آن عملیات به آثار وبناهای مذکور خرابی یا لطمه وارد آید ، علاوه بر رفع آثار تخلف وپرداخت خسارت وارده به حبس از 1تا 3سال محکوم می شود».

آش آنقدر شور شد که جمعی از دانشجویان باستان‌شناسی کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد92، نامه یی خطاب به دکتر روحانی نوشتند و با شناسایی آسیب های ریز  و درشت، خواستار سامان دادن به وضعیت سازمان میراث فرهنگی شدند که از این جمله می توان به دستبردهای موزه یی، حفاری های غیرمجاز، روی کار آمدن افراد غیر متخصص، به انزوا کشاندن پژوهشکده ی باستان شناسی، تغییرات متعدد و غیر اصولی مدیران، دزدی سرمایه های فرهنگی، تاریخی و ادبی ایران به وسیله ی کشورهای همسایه و دخالت و سواستفاده های سیاسی از مقوله ی میراث فرهنگی اشاره کرد.

مشکل دومی که در این نامه به آن اشاره شده، عدم هماهنگی بین بخش‌های پژوهشی، اداری و آموزشی مرتبط با رشته ی باستان شناسی است. اگر چه این مقوله فراگیر است و تنها شامل حوزه ی میراث نیست.

ایرج ندیمی سخنگوی فراکسیون میراث فرهنگی و گردشگری مجلس نیز سیاست، برخی تصمیم گیری ها، فقدان استراتژی قوی و مدیریت را از جمله اصلی ترین مشکلات حوزه ی میراث فرهنگی و گردشگری می داند. با این حال به نظر می رسد با استقرار دولت تازه باید شاهد تغییرات وسیعی در سطح مدیریت سازمان میراث فرهنگی باشیم.

حرف و حدیث بسیار است، کارشناسان باسابقه ی این سازمان بیش از هر مسئله نگران وضعیت در هم ریخته ی سازمان میراث فرهنگی هستند، اینکه مدیر آینده اینقدر باید توانا باشد که این اوضاع به هم ریخته را سامان دهد.  مهدی رهبر( باستان شناس) در باره ی گمانه زنی های رییس آینده ی سازمان میراث فرهنگی، می‏‏گوید: «من واقعا نمی‏توانم پیش‏بینی کنم که رییس بعدی سازمان میراث فرهنگی چه کسی خواهد بود؛ اما این مسئله به سیاست در پیش گرفته رییس جمهور بستگی دارد.» او چند ویژگی مهم برای مدیر آینده ی سازمان میراث فرهنگی را یادآوری می‌کند:« سازمان میراث فرهنگی نباید سیاسی شود. سازمانی که فرهنگی است، چرا باید سیاسی شود؟ کاری که آقایان مشایی، بقایی و ملک زاده در این سازمان کردند، ضربه‌های مهمی به پایه و اساس این سازمان وارد کرد.» حالا در روزهایی که رییس جمهور تازه به دنبال گزینش و چینش وزرا و روسای وزارتخانه ها و سازمانهای گوناگون است، باید در نظر داشت رییس بعدی سازمان میراث فرهنگی می تواند با اتخاذ تصمیم های شایسته نسبت به احیای دوباره ی سازمان و حفاظت از اماکن باستانی و تاریخی اقدام کند.

شاید بدنیست بگوییم از اولیه ترین انتظارات دلسوزان میراث فرهنگی اقدام عاجل در باب توقف تخریب بافت های قدیمی،  نگهداری از اماکن و البته احیای دوباره ی ایرانگردی از هرز روی استعداد گردشگری داخلی جلوگیری کرده تا گردشگر ایرانی به جای حضور در بیابان های امارات و شتر سواری از ظرفیت های موجود در کویر ایران  استفاده نماید.

با این حال سخن در باب میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که پیش تر با ادغام سازمان هایی مجزا تبدیل به سازمان واحدی به نام میراث فرهنگی شده بسیار است؛ اما به یاد داشته باشیم تک تک شهروندان نیز در این خصوص مسئول اند، باید بدانیم وقتی به ماسوله ، به کویر مرنجاب، به میدان نقش جهان ، ارگ کریم خان، میدان امیرچخماق  و هزاران  بنا و جاذبه ی طبیعی دیگر در نقطه نقطه ی کشور پهناورمان می رویم در برابر آیندگان مان مسئولیم و تنها مدیران و مسئولان سازمان ها را در حفظ و نگهداری آثار بر جامانده مسئول ندانیم.

منبع :http://afshin.gilblog.ir/

/ 0 نظر / 12 بازدید